مهدى عبداللهى

25

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

و در مقام مجادله دشمنى را به نهايت رساند ، اين در حالى بود كه انصار يارى خود را از من دريغ داشتند و مهاجران رشته محبّت و خويشى را بريدند و مردم از حق من چشم پوشى كردند ، [ اينك ] نه ياورى براى دفاع از حق خود دارم و نه مانعى در مقابل ستم ، انباشته از خشم و اندوه ، برون رفتم و بدون گرفتن حق از ستمگر بازگشتم . و تو ، آن روز غبار تسليم بر چهره‌ات نشست كه شدّت و جرأت خود را وانهادى و پس از آن كه گردن گرگان را در هم شكستى خاك نشين شدى ! نه گوينده‌اى را باز داشتم و نه مزّيتى به دست آوردم و اختيارى ندارم . اى كاش لختى پيش از اين حال و قبل از اين ذلّت جان مىسپردم . ياور من در مقابل ستم ابوبكر و حمايت تو خداست ! واى بر من در هر صبح و هر شام ، تكيه گاهم از دست رفت و بازويم سست شد . من به پدر شكايت مىبرم و انتقام‌جويى را به خدا واگذار مىكنم . بارخدايا ! حول و قوّهء تو شديدتر و برتر از آنها و عذاب و مجازات تو سخت‌تر است .